عشق یعنی ...

عشق یعنی
خاطرات بی غبار
دفتری
از شعر و از عطر بهار
عشق یعنی
یک تمنّا، یک نیاز
زمزمه
از عاشقی، با سوز و ساز
عشق یعنی
چشم خیس مست او
زیر باران
دست تو در دست او
عشق یعنی
ملتهب از یک نگاه
غرق در گل بوسه تا وقت پگاه
عشق یعنی
عطر خجلت ... شور عشق
گرمی دست تو در آغوش عشق
عشق یعنی "بی تو هرگز ... پس بمان! "
تا سحر از عاشقی با او بخوان
عشق یعنی
هر چه داری نیم کن
از برایش قلب خود تقدیم کن!!!

/ 3 نظر / 18 بازدید
سامان سیار

سلام دوست عزیز وبلاگ زیبایی داری هنوز یه ریزه کار داره اما خیلی خوبه به خصوص قالب وبلاگت منم یه چند ماهیه که دارم مینویسم اگه بهم سربزنی خوشحال میشم آها راستی چند تا وبلاگ دیگه هم درست کردم که به صورت لینک توی همون دق لاگ هستش که اگه وقت داشتی حتما یه سری هم به اونا هم بزن قربونت بای [گل]

مهسا

سلام ببخشید من چند روز بود که نبودم ونتونستم به وبلاگم سر بزنم. نظرتو خوندم من لینک کردمت با نا م ساحل دریا .باییییییی[خداحافظ]

فواد

من پرم از خالی... دلم هوای رفتن دارد... ... .... ..... کوچه مرا صدا می زند انگار... و شهر برای من دلتنگ است.. اما خانه بوی کهنگی میدهد.. بوی گند آرزوهایم را! در این نزدیکی ها گورستانی ست انگار!