. : : انسـانی در من : : .
که از دوردستها آمدهام میمیرد و من که از رفتن خسته شدهام، میایستم تا هم نفس تازه کنم و هم انسان را!.
. : : : سایت شارژ همراه اعتباری : : : .

تِبیان، از طلاق عاطفی میگوید !

دانلود شاپ
سکوت خسته

شب به روی گورهای کهنه می لغزید
در سکوت خسته و غمناک گورستان
بقعه ی دق کرده ، گم می شد به آرامی
در غباری از مه و خاکستر باران
قاری پیری، به روی پلّه ی مرطوب
سوره ی یاسین برای مرده ای می خواند
آخرین زاغ چنار پیر گورستان
خسته از پشت افق ها بال می افشاند
بوی مرگ، از خاک های جادّه  برمی خاست
دود وحشت از شیار سینه ی هر گور
پشت انبوه درختان کورسو می زد
شعله ی فانوسی از تک کلبه های دور
در سر هر عابری،  فریاد جغدی شوم
تخم افکاری غم انگیز و سیه می کاشت
زندگی در شعرهای خفته بر هر سنگ
پوچی افسانه ی ناباوری را داشت !
نیمه ی شب بود و مهتاب از شکاف ابر
رنگ می پاشید بر روح شب خاموش
دور از غوغای هستی، هم چنان بودند
گورهای ناشناسی، تنگ هم آغوش .
بهمن صالحی

...

دیدگاه شما()     link     یکشنبه ۱٧ شهریور ۱۳۸٧ - منصور

هر گونه کپیبرداری از مطالب این وبلاگ، فقط با ذکر منبع بلامانع است.
قوانین را رعایت کنیم تا در آینده دچار حسرت نشویم!.
..::: [ بالاي صفحه ] :::..