. : : انسـانی در من : : .
که از دوردستها آمدهام میمیرد و من که از رفتن خسته شدهام، میایستم تا هم نفس تازه کنم و هم انسان را!.
. : : : سایت شارژ همراه اعتباری : : : .

تِبیان، از طلاق عاطفی میگوید !

دانلود شاپ
جشن دلتنگی

به روز مرگ چو تابوت من روان باشد
گمان مبر که مرا درد این جهان باشد

جنازه‌ام چو ببینی مگو فراق فراق
مرا وصال و ملاقات آن زمان باشد

مرا به گور سپاری مگو وداع وداع
که گور پرده جمعیت جنان باشد

فروشدن چو بدیدی برآمدن بنگر
غروب شمس و قمر را چرا زیان باشد.

تو را غروب نماید ولی شروق بود
لحد چو حبس نماید خلاص جان باشد

کدام دانه فرورفت در زمین که نرست
چرا به دانه انسانت این گمان باشد

کدام دلو فرورفت و پر برون نامد
ز چاه یوسف جان را چرا فغان باشد

دهان چو بستی از این سوی آن طرف بگشا
که های هوی تو در جو لامکان باشد.

شعر از : ؟

از : جشن دلتنگی

...

دیدگاه شما()     link     چهارشنبه ۱ خرداد ۱۳۸٧ - منصور

هر گونه کپیبرداری از مطالب این وبلاگ، فقط با ذکر منبع بلامانع است.
قوانین را رعایت کنیم تا در آینده دچار حسرت نشویم!.
..::: [ بالاي صفحه ] :::..